الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
321
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
نيست . حوادث هراسانگيز هرگز آنها را در وحشت فرونمىبرد و دگرگونى حالات ، آنان را اندوهگين نمىسازد به زلزلهها و لرزهها اعتنايى ندارند و به صداهاى وحشتناكى گوش فرانمىدهند ( و در يك كلمه هيچگونه احساسى در برابر هيچ حادثهاى ندارند ، زيرا مردگانى فاقد روحند و جسمى بىجان ) . غايبانى هستند كه انتظار بازگشتشان نيست و شاهدانى كه هرگز حضور ندارند . آنها جمع بودند و پراكنده شدند و با يكديگر الفت داشتند و جدا گشتند » ؛ ( فأصبحوا في فجوات « 1 » قبورهم جمادا لا ينمون ، و ضمارا « 2 » لا يوجدون ؛ لا يفزعهم ورود الأهوال ، و لا يحزنهم تنكّر الأحوال ، و لا يحفلون « 3 » بالرّواجف « 4 » ، و لا يأذنون للقواصف « 5 » . غيّبا لا ينتظرون ، و شهودا لا يحضرون ، و إنّما كانوا جميعا فتشتّتوا ، و آلافا « 6 » فافترقوا ) . آنچه در اين عبارات تكان دهنده آمده است اشاره به ظاهر جسم مردگان است ، هرچند روح آنها در عالم ديگر داراى هرگونه احساس ، هول و ترس ، غم و اندوه مىباشد . آرى در يك لحظه ، انسان هوشيار و خندان يا غمگين و با نشاط يا محزون و پراحساس و پرتحرّك ، ناگهان چشم از دنيا مىپوشد و همه ظواهر و آثار حيات برچيده مىشود بهگونهاى كه با قطعه سنگ بىروحى هيچ تفاوتى ندارد .
--> ( 1 ) . « فجوات » جمع « فجوه » به معناى محل وسيع و گشاده است و به معناى فراخى و گشادگى ميان دو شيء نيز آمده است و در اينجا اشاره به شكاف قبرهاست . ( 2 ) . « ضمار » در اصل به معناى غائب يا بدهى و مالى است كه چندان اميد بازگشت آن نيست و از ريشهء « ضمر » بر وزن « امر » به معناى پنهان شدن گرفته شده است . ( 3 ) . « يحفلون » از ريشهء « حفول » به معناى جمع شدن افراد گرفته شده است و نيز به معناى اعتنا كردن به چيزى آمده است و « لا يحفلون » در جملهء بالا به همين معناست يعنى اعتنا نمىكنند . ( 4 ) . « رواجف » جمع « راجفه » به معناى لرزاننده و تكاندهنده است و از ريشهء « رجف » بر وزن « ربط » به معناى اضطراب و لرزش شديد گرفته شده است . ( 5 ) . « قواصف » جمع « قاصف » به معناى باد و طوفان شكننده است و از ريشهء « قصف » بر وزن « وصف » به معناى شكستن گرفته شده است . ( 6 ) . « آلاف » جمع « اليف » به معناى كسى است كه به چيزى دل بسته و از ريشهء « الفت » گرفته شده است .